حاج ملا هادي السبزواري

353

شرح مثنوى

نفست كلّ شر : توهّم نكنى كه به تحقيق پيوسته است كه شر عدم است ، پس بايد نفس عدم باشد ، پس چگونه مبدأ اثر باشد ؟ زيرا كه عدمِ شأنى ، خود وجود ضعيف دارد و موضوع مىخواهد . پس فرق است ميانهء عدم علم و عدم حلم و عدم بصيرت و مانند اينها از جماد ، و ميانهء عدم اينها از نفس ، كه از شأن او وجدان اينهاست در آن . پس عدم بصر در جماد شر نيست و در انسان شر است . پس نفسى كه مجمع عدم صفات كمال و عدم اخلاق حسنه شد كلّ الشرور است . ( ( 2274 ) ) گر نماز و روزه مىفرمايدت * نفس مكارست فكرى بايدت ن 307 8 - ك 114 5 فكرى بايدت : در دفع مكر او و علاج مرض صعب او . و در بعض نسخ : « مكرى زايدت » ، و اوّل اصحّ است . چه . بنا بر دوم تأكيد مىشود ، و التأسيس خير من التأكيد . ( ( 2279 ) ) وعده‌ها بدهد ترا تازه بدست * كو هزاران بار آنها را شكست ن 307 13 - ك 114 7 شكست : چنان كه خدا فرموده : كه شيطان گفته است كه : * ( إِنَّ الله وَعَدَكُمْ وَعْدَ اَلْحَقِّ وَوَعَدْتُكُمْ فَأَخْلَفْتُكُمْ 14 : 22 . . . * ( فَلا تَلُومُونِي وَلُومُوا أَنْفُسَكُمْ 14 : 22 ( 1 ) . ( ( 2286 ) ) اژدها و مار اندر دست تو * شد عصا اى جان موسى مست تو ن 307 20 - ك 114 11 شد عصا : يعنى نفس امّاره شد مسخّر تو . اى جان موسى مست تو : يعنى از حيثيّت سرّ الحقيقة در تو و جان او از حيثيت جنبهء امكان . ( ( 2287 ) ) حكم خذها لا تخف دادت خدا * تا بدستت اژدها گردد عصا ن 307 21 - ك 114 11 لا تخف : اشارت است به كريمهء : * ( خُذْها وَلا تَخَفْ سَنُعِيدُها سِيرَتَهَا اَلأُولى 20 : 21 ( 2 ) . چون موسى ( ع ) عصا را انداخت و اژدها شد ، موسى ( ع ) ترسيد : * ( فَأَوْجَسَ فِي نَفْسِه خِيفَةً مُوسى 20 : 67 ( 3 ) . حق تعالى فرمود : بگير آن را كه بر مىگردانيم آن را به هيئت اوّل آن . ( ( 2289 ) ) دوزخى افروخت در دم وى فسون * اى دم تو از دم دريا فزون ن 308 1 - ك 114 12 دوزخى افروخت : يعنى دوزخ را دميد دم تو بر آن افسون ، و بر تو و بر آن كه از صقع تست بَرد و سلام شد . ( ( 2290 ) ) بحر مكارست بنموده كفى * دوزخ است از مكر بنموده تفى ن 308 2 - ك 114 13

--> ( 1 ) قرآن كريم ، سورهء ابراهيم ، آيهء 22 . . ( 2 ) قرآن كريم ، سورهء طه ، آيهء 21 . . ( 3 ) قرآن كريم ، سورهء طه ، آيهء 67 . .